خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ دستهٔ ‘نوستالژي’

به نظرم گاهي اوقات سرگرداني روح آدم نشات گرفته از جبر حاكم براو و اختيار قابل ملاحظه اي كه به وي اعطا شده است باشد. سرگرداني بين جبر و اختيار، بين توانستن و نتوانستن، اه! اين شب لعنتي باز من برگشتم به چندسال پيش، به همان جنگ بين «من» و «من». به تازه گي طعم [...]

نوشته را کامل بخوانید »

نوستا لژي 1 : پپرو

گه گاه دلم براي ثانيه هاي روشن روزهاي تاريك بچگي ام تنگ ميشود، براي آن باريكه هاي نور. از اين به بعد آن باريكه هاي نور را با شما شريك ميشوم. ميدونم اين باريكه هاي نور، روشنايي روزهاي خيلي از هم نسلي هايم بوده است. پس سلام هم نسلي ساعت1و45دقيقه بامداد است و من ياد [...]

نوشته را کامل بخوانید »

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.