خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ دستهٔ ‘گذشته’

ما درس سحر در ره میخانه نهادیم!

1-     اون 18ونيمي كه از رياضي با اون همه فرمول و انتگرال و ديفرانسيل و كوفت و زهرمار گرفتم، منو اينقدر خوشحال نكرد كه اين 10خوشحال كرد!!! 2-     كوله ي سفر را بايد بست، زير باران بايد رفت!!قبول داري؟فردا عازمم. 3-     چاكريم آخدا! 4-     حيف جلوي خودم را گرفتم وگرنه اون لپهات را ميكشيدم عزيزترين [...]

نوشته را کامل بخوانید »

عینک خوشه انگوری!

1-مادر ما بعد از 6سال  تصميم به عوض نمودن عينك شان گرفتند! چشمشون بيشتر ضعيف شده بود و… و بعد از 6سال فريم عينك از دست مادر من خسته شده بود وگرنه مادرم ول كن نيست!!! خلاصه حدود۴۲ تومن فريم عينك شد و25تومن هم شيشه ها. به مامان گفتم بيمه چيزي تقبل نميكنه؟ پشت دفترچه [...]

نوشته را کامل بخوانید »

تنظیم خانواده!

من فردا دهن این دکتر بی همه چیز را سرویس میکنم!!! مرتیکه پفیو*ز گفت هرکس در تمام کلاس هام حضور پیداکنه ۸نمره کامل را بهش میدهم و در برگه امتحانی فقط به۱۲سوال جواب بده.اگه یک غیبت داشته باشه به ۸سوال بعدش هم جواب بده تا بتونه نمره کامل را بگیره. حالا من بدون غیبت از [...]

نوشته را کامل بخوانید »

حرکت

اون چيه بعضي مردهاي بي جنبه است كه جلوتر از خودشون در حركته؟ . . . . شكمشون پ.ن: درباره پست قبل.آیا استاد همه را به فاک میدهد؟ پ.ن:سال پیش دقیقا همین روزها با قطار یک مسافرت رفتم وبا هواپیما برگشتم.امسال هم مثل اینکه آقا طلبیده و قراره برم پابوس ایشون و دست بوس ویرژیلداداشم [...]

نوشته را کامل بخوانید »

نوشته‌های قدیمی‌تر »

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.