Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for آوریل 2007

خاطره

احساس ميكنم وبلاگم يكم غمگينهخوب يك خاطره.سال دوم هنرستان بوديم .بازي دربي پرسپوليس و استقلال كه استقلال 1بر0بازي را بردتو كلاس 34نفره ما فقط يك استقلالي بود به نام محمد متقي وبقيه بچه ها پرسپوليسيشنبه كه رفتيم سر كلاس حال هممون گرفته بود غير از اون وتا آخرين ساعت اعصاب هممون را خرد كرد هي بازي را به رخمون ميكشيدهيچي زنگ آخر خورد ما رفتيم كه بريم خونه.من ميخواستم يكم حالش را بگيرم هيچي سوار دوچرخه شدم رفتم پشت سرش و باسرعت اومدم طرفش اين چرخ ما هم ترمزاش سيخ ولي شانس ما همين كه رسيدم بهش نگرفت هيچي ما با تاير جلو چرخمون(فونيكس چيني سايز تاير 28)رفتيم بين پاهاش.شلوارش پاره شد وداشت از درد به خودش ميپيچيدافتاد دنبال ما ماكه اينو ديديم چرخ را ول كرديم داشتيم ميدويديماونم افتاده بود دنبال ما ولي بي خبر از اين كه كجاي شلوارش پاره شده و جلوي معلم و مديرو....چون يكم تپله بهم نرسيد(البته بگم ركورد دوي 100متر من 11.5ثانيه است ها)يكي از بچه ها با ژيانش رسوندش خونه.اين رفيق ما ژيانش را گرفته بود600تومان وبه قول خودش بهتر از موتوره تو اين برف و بارانماهم بعدا رفتيم ازش معذرت خواهي کرديم .اونم قبول كرد ولي باهام يكم چپ افتاد.ديگه دنبال بهونه بود كه بهم گير بده تا اين كه  يك بار معلم صدامون زد براي جواب دادن درس كه ما اشتباها توي جواب دادن به جاي كنترل گفتيم كنتللهيچي اونم گير داده بود بهم و صفحه مون شده بود كنتلل

بچه ها ديدن صفحه گذاشتن حال ميده ديگه صفحه گذاشتن براي برو بچ شروع شد همين متقي هم به منبع گوشت معروف شد.حالا چندتا صفحه ها را براتون ميگماگه خواستید دلیل این اسم ها را بدونید بگید تا براتون تعریف کنم

عسگر شرتي .سگ سيبيل زيبامهاجر.رتيل.دايي قواد.آقاي طولاني.گربه چي.فرقون.مامي.چوري(جوجه).هاپو كومار.مخمل.ايزگوند.خالهخانوم .ماكسيما(همون ژيانيه) چندتا عکس تو ادامه مطلب گذاشتم یک سری بزنید


(بیشتر…)

Read Full Post »

تا تهش را بخون

نفسك ها دلم گرفتهمنت چيز خيلي بديه نهنميدونم چرا براي هركي كار انجام دادم انگار نه انگار ولي كافيه يك نفر يك ليوان آب برام بياره و اون وقت منت هاش شروع بشهاين روزهارا اسمش را گذاشتم منت گيرونخيلي دلم ميخواد با يكي درد ودل كنم ولي حيف كه كسي نيست.يا بهتره بگم  كسي را پيدا نكردم باهاش درد ودل كنممن يك آدم صادقي هستم همينطور ساده ولي به اين راحتي ها فريب نميخورم.شايد بهترين راه برام ازدواج باشه

به قول معلم دين و زندگيمون شمانترسيدواين را به پدر ومادراتون  بگيد پول بخيه هاي لنگه كفش و جراحي پلاستيك صورتتون براي جاي كمربندها بامنخداييش خيلي دست و دلبازهغزل جون خواهر گلم بايد براي داداشي آستينات را بالا بزنيحالا من يك چيز گفتم چرا آب از لك ولوچه هاتون راه افتاهمن فعلا درس دارم تازه ماشين بايد برام بگيريد خونه هم بايد داشته باشيددر ضمن من تا سن 33سالگي قصد ازدواج ندارم بايد تا اونوقت صبر كنيدحالا چرا 33سالگي ميگن حلال زاده به داييش ميره من دايي اول ودومم تو 33سالگي ازدواج كردند آخريشون هم كه الان 30سالشه اونم فعلا قصد ازدواج نداره گلزار تو جيبشه منم عاشق پشت موهاشمخداييش خيلي قشنگه عمرا دايي به اين قشنگي پيدا كنيد.بگذريم.ازدواج كه نميتونم بكنم كسي هم نيست كه باهاش درد ودل كنم حالا پس چيكار كنمبچه ها يك چيز بهتون ميگم باور كنيد من تا حالا دوست دختر نداشتم ندارم و نخواهم داشت تنها سرگرمي من فوتبال وبلاگ نويسي وفيلمهبچه ها ميگن خيلي خري تو كه دوست دختر نداري نصف عمرت در فناست حالا من يك چيز بهشون ميگم شما كه داريد كل عمرتون در فناست.فعلا توكل بر خدا كرديم و دور اينجور چيزا را خط كشيديم بقيه اش هم خود خدا بايد كمك كنهحالا يك راه حل براي مشكل دلم گرفته اي همنفس       پرم شكست تو اين قفس                تو اين غبار تو اين سكوت        چه به صدا نفس نفس اگه راه حلي به ذهنتون ميرسه بگيدیک چندتا عکس قشنگ هم براتون گذاشتم  

                  nancy1

          nancy2

    golzar1     nancy3

      golzar2

golzar3

Read Full Post »

عشق

 

          eshgh

مي خواهم درباره عشق صحبت كنم.ولي يك سنت شكني.عشق رابراي خودتون معناكنيد.من عاشق نيستم ولي عظمت عشق را به خوبي درك ميكنم.ميپرداريم به عشق زميني.اين عشق.يا بايد به وصال ختم بشه يا به مرگ يكي از دوطرف.چرا به مرگ چون اگر به وصال ختم نشد به جدايي ختم ميشه.واين عشق اجازه زندگي را به دوطرف نميده.اگر خودكشي نكنند يا كشته نشند.جدايي مثل موريانه كه از تو چوب را خراب ميكنه.اين هم از داخل به انسان ضربه ميزنه.حالا اين ها را گفتم كي چي؟ما با يك نفر از جنس مخالف دوست ميشيم به هم دل ميبنديم.فكر ميكنيم عاشق هميم.بعد از چند وقت از هم جدا ميشيم.يكيمون ميره سراغ يك نفر ديگه اون يكي انگار دنيا را ازش گرفتند.يك چند وقتي مثل عاشقاست اما بعد ازاين مدت اونم عادت ميكنه وبراي جبران مافات ميره سراغ يكي ديگه.آيا اين عشقه؟ما درست داريم ميشيم عين غريبها.ما داريم قداست عشق را براي ديگران زير سوال ميبريم.پس اين كارا اگر عشق نيست چيه؟دوست داشتن افراطي.ما با اين كار به عشق صدمه نميزنيم به عاشقاي واقعي صدمه ميزنيم. اگر يك حساب دودوتا چهارتا كنيم ميبينيم داريم به نسل هاي آيندمون ضرر ميزنيم.پس نگيم عاشقيم بگيم دوست تاريم.اين هاراگفتم برا چي؟چون بعضي آددمها راديدم كه كلمه عشق وعاشق را اينقدرآسان به زبان ميارند كه آدم توش ميمونه؟پس آدمه به اصطلاح عاشق يا خودت را بكش يا به اصطلاح معشوقت رايا نگو عاشقم.ديدي آخري برات راحتره.پس نگو عاشقم.

                  kl

Read Full Post »

چيكار داري چه ربطي به متن داره

چه دردي است در ميان جمع بودن                         ولي در گوشه اي تنها نشستن  

براي ديگران چون كوه بودن                                ولي درچشم خود آرام شكستن

                                  

شمع

من ميگم من را شكستند چشم فانوسم را بستند      تو ميگي خدا بزرگه ماه اميد شب من

من ميگم آخه دلم بود اون كه افتاده به خاكه         تو ميگي سرت سلامت آينه ها زلال پاكه

02

خوب اون شعرهاي بالا خيلي ربط به احوال من تو اين چند وقت داشت.خوب حالم خيلي بهتره.يك بار سنگين رو دوشم بود كه وقتي برداشته شد خيلي راحت شدمهنوز خيلي دلگيرم از خيلي ها ولي خوب به بزگي خودم بعضي هاشون را ميبخشمگفتم بعضي هاتنها بودم تنها هستم.تنهاخواهم ماند يا نه ديگه با خداست.دل شكستم مرحمي پيدا بشه يا نه باخداستدر مورد تنهايي ميگه!كي ميگه شا عر ميگه:

 پرنده هاي قفسي عادت دارند به بي كسي عمرشون را بي همنفس كز ميكنند كنج قفسراستش ما كه تو قفس نبوديم ولي چه جوري  بي  كس وتنهامون گذاشتند خدا ميدونه.

.بگذريم.ميگن آدما بايد يك رنگ باشند .دورنگي عامل بدبختيه جوامعه.من ميگم اين آدمهاي بدبخت كجا دو رنگند.صد رنگند.ميگن خدا عالمه راست ميگن.من يك جعبه مداد رنگي 64رنگي ديده بودم.ولي خدا بعضي بنده هاش را يك ميليون رنگ آفريدهفاصله بشر تا خدا را ببينيددر كل حالم خوبه به كوري چشم اونهايي كه نمي خواستندالبته با تو گل نبودماراستي پيروزي غرور آفرين برو بچ هسته اي رو به همتون تبريك ميگم اينم براي اونا

نانازي

Read Full Post »