Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for سپتامبر 2007

بازی

سلامولادت امام حسن مجتبي(ع) كريم اهل بيت را خدمت تمام بروبچ وبلاگ نويس تبريك عرض ميكنمخدا را شكر ثبت نامم بدون هيچ مشكل خاصي انجام شد ولي از صبح ساعت 8تا 1عصر تو دانشگاه الاف بودميك بازي جديدانواع واقسام بازي ها را بين بروبچ وبلاگ نويس با قوانين مختلف ديديم اينم يكي از اون ها ولي متفاوت تر

حلاليت

خيلي ها ممكنه تو زندگيمون بهمون ظلم كرده باشندوهمينطور ممكنه به خيلي ها ظلم كرده باشيممن كه از اين قائده مستثني نيستمدر ماه مبارك رمضان قرار داريم والانم كه آپ ميكنم سالروز ولادت كريم اهل بيتهبياييد الان بگذريم از بعضي ها تا خدا ازمون بگذره

قوانين بازي

يك نفر را كه بهمون ظلم كرده حلال كنيم

واز 4نفردر دنياي مجازي يا همون بروبچ وبلاگ نويس يا اينترنتي حلاليت بخواهيم

وبا خودمون روراست باشيم

يكي از خصلت هاي بدمون را ذكر كنيم و كمترين كاري كه ميتونيم بكنيم اينه كه به خاطر اين خصلت بد از خداي خودمون طلب بخشش كنيمراستي خدا را شكر

الان كه قبول شدم ميبينم قبولي كنكورم را به پاي خدا بايد بنويسم نه به پاي تلاش هاي خودم

من تلاشم را كردم ولي خدا مي خواست كه من قبول بشم

حالا بريم سراغ بازي واينكه من كي را ميبخشم واز كي حلاليت مي خواهم وخصلت بدم

لطفا بريد به ادامه مطلب

(بیشتر…)

Advertisements

Read Full Post »

سلام

من  مسافر ٬ یا همون نسیم مجتبی  هستم

مجی می خواست بیاد یه خبر خیلی توووووووووووووووووووووووووووپ بهتون بده ولی خوب ٬ به قول خودش بلد نبود چی بگه (حالا نیست من خیلی  بلدم) … می دونم الان تو حال خودش نیست...  البته منم دست کمی از مجی جونم ندارم

بریم رو شماره معکوس

10

 

9

 

8

 

7

 

6

 

۵

 

۴

 

3

 

2

خودتونو کنترل کنید… یه نفس عمیق هم بکشید

وااااااااای اونقدر خبرش توپه که خودم دارم از هیجان پس می افتم…

 

رو ادامه مطلب کلیک کن تا بفهمی قضیه چیه

(بیشتر…)

Read Full Post »

دل شکسته

مجتبي اون نظره بود بهت گفتم اگه تاييد نكني از دستت ناراحت ميشمهمون نظر درباره مرگ توسن 20 سالگيشايد ميشه گفت اون نظر اولين نامت به من بودآرزوي قشنگي داشتي اما به نظر خودت

وقتي داشتم يك بار ديگه نامت را ميخوندم داشتم داغون ميشدمهمون لحظه كه داشتم ميخوندم آهنگ دل من آريا تموم شد و ميميرم برات كه نميدونم ماله كيه شروع شدميميرم برات …..نميدونستي ميميرم بي تو وبدون چشات….رفتي از برم…..تو نميدونستي كه دلم بسته به ساز صدات….آرزومه كه نميدونستي كه من ميميرم برات…..ميميرم برات…. عاشقم هنوز …نمي خواستي كه بموني يابسوزي به ساز دلم…. گفتي من ميرم….

اون روزها نفهميدم چي ميگفتي ولي اميدم الان كه ميخونم يك بار ديگه نامتوچرا نوشتي برام آخه چرا  نمي خواهم ميون تاريكي منو تو حروم بشي…….نمي خواهم مثل يك شمع بسوزي برام تو تموم بشي

تو عزيزم لياقت بهتر از منو داري چون خودت خيلي بهتر از منينمي دونم چيكار كردم خدا تو را برام فرستاديادم افتاد به اولين شبي كه با هم بوديمچقدر گريه كرديمتو هم گریه کردیباورم نميشد كسي برام گريه كنه اما تو برام گريه كرديبندش نگذاشت برم تو خونشدر خونه آقاش را روم بستپارتي بازي كرد رفيقاش را راه داداگه ميدونست خود آقاش يك فرشته برام ميفرسته كه با اون برم تو خونش اما ايندفعه همراه اون فرشته يك آدرس جديد بهم داده كه نياز به طي اين همه مسافت نيستفرشته الهي دوست دارممن كاري نكردم ولي چندنفر دلمو شكستند خدا تو را بهم دادخداجون چقدر مهربوني

دوستان اينو برا بهترينم نوشتم برا شماها يكم گنه چون اطلاعات قبلي نداريد لطفا غلط انشايي اينها برام نگيريدشعر قشنگ مریم حیدرزاده در ادامه مطلب تقدیم به تو گلم


(بیشتر…)

Read Full Post »

راستش اين چندوقته حسابي اوضاع روحي به هم ريخته بودوفقط با يك نفر كه بودم همش را فراموش ميكردمو وقتي اون ميرفت(ديگه تا نصف شب كنارم بود به حرفام گوش ميداد به حرفاش گوش ميدادم اگه مي خواست بيشتر بمونه كه كارهاي فرداش كه هيچي مامانش كلش را ميكند دور جونش) (هوي فكر بد بد نكن آخه از اين انسان دوپا هرفكري بر مياد)اونوقت حيف نيست همچين آدمي را از دست بدم كسي كه منو درك ميكنه وبه قول بروبچ گفتني شده عشقم. قشنگ ميومد مينشست وبه تموم حرفام گوش ميداد باهام گريه ميكرد باهام ميخنديد دلداريم مي داد.به قول شنبه تو چارخونه كلي عشق برام از خودش ول ميدادالبته بماند چقدر مامان وبابام قر زدند كه تا اين وقت شب وچندبار هم بعدش داد سرم زدندولي واقعا فكركنيد تا حالا هيشكي را نداشتيد ييهو يكي بياد بشه سنگ صبورتون.بشه عشقتون بشه تموم هستي تونخداجون شكرت.ولي خداجون آخرش را خودت به بهترين وزيباترين شكل تموم كن

جا داره اين جا از چندتا از دوستان كه با نظراتشون حسابي ترغيبم كردند كه به وبلاگ نويسي ادامه بدم تشكر كنمخيلي هاتون از قلم ميوفتيد واميدوارم به بزرگي خودتون منو ببخشيداين چهر نفر عبارتند ازخانومها مقدم ترندآواخانوم گل.حوريه خانومپسرا:كدخدا كه سنگ تموم گذاشت و آخره معرفته ومجتبي هم زبون گل

راستي نسيم را تو ادامه مطلب نوشتم

(بیشتر…)

Read Full Post »