Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for مه 2008

مرحوم

مرحوم آقاسی را که یادتون هستیک سر به لینک مطلبم بزنید

Read Full Post »

پرسپولیسیا

فداتون

اين بار اولي نبود                                              كه واسه من كري ميخوند

با اون حرفاي عجيب                                     كفر منو در مي آورد

زر زيادي ميزد                                                  سوراخ سوراخش كردم 

                       با گل دقيقه 95 روونه خونش كردم

آروم و هشيار پكوندمش                                   بيدار بيدار پكوندمش

چاره ديگه اي نبود                          برا اين همه هوادار پكوندمش

زر ميزد پكوندمش                                            در فكر قهرماني پكوندمش

 دستا بالا بالاآهان بيا

قربون برم خدارو دنيا چقدر كوچيكه            مرز ديروز و امروز قد يك مو باريكه

چه خنده داره حالت دلم برات ميسوزه  برگشتي كه چي بشه فكر كردي كه ديروزه

اين عقبيا حال ميكنن؟ اون جلوييا چطور؟عشق است پرسپوليسكريم دوست داريم يك عالمهالهي منصوريان پيش مرگت بشهسپهرجونم الهي درد و بلا بخوره تو كاسه سر حسين كاظميقهرماني پرسپوليس را به همه هوادارهاي واقعيش تبريك ميگمالهي درد و بلاتون بخوره تو سر استقلالي ها!!!محسن جون حال كردم با اون گل محشرتفرهاد مجيدي بايد بياد پيشت لنگ بندازهصداي دستاتون نمياد!!!چه حالي ميده فردا تو دانشكده با اين جماعت سپاهانيامروز اينقدر برامون كري خوندند كه حد ندارهالبته من اون حس جوانمرديم بهم اجازه نميده به روشون بيارمبه قول شاعر

 يك روز بهم ميگفتي قهرماني خيال و روياست     نوبتيم كه باشه ايندفعه نوبت ماست 

 6امتياز كم شد بازم قهرمان شد 100هزار طرفدار پرپوليس چيكار كه نكردن تو ورزشگاهدمتون گرمجاي ما را هم خالي كرديد يا نه؟ انشاالله سال ديگه براجشن قهرماني هشتمین دوره خودمم ميام من كه خيلي امروز حال كردم دست تموم بچه ها درد نكنه اگه خداي نكرده سپهر گل را نزده بود من را هم بايد جز هوادران پرسپوليس كه امسال سكته كردند به حساب مي آورديدمن كه يك لحظه فكر كردم توپ رفت بيرونبعدش ديدم مامانم گفت گـــــــــــــــــــــــــــــــــــــلديدم راستي راستي رفت تو دروازهچنان نعره اي زدم كه فكر كنم صداش به ورزشگاه آزادي رسيد

پرسپوليس قهرمان ميشه

خدا ميدونه كه حقشه

به ياري يزدان و بچه ها

پرسپوليس قهرمان ميشه

پرسپوليس قهرمان ميشه

كريم را ديديد چيكار ميكرد؟جيگرتو بخورم عزيزمکبوترها را هم دیدید؟

Read Full Post »

خاطره مصور!!!

دوستان شرمنده اين چند وقته از لحاظ روحي زياد خوب نبودم نتونستم بيام به وب هاتونماشاالله چقدر استقبال از خاطرات ما شده!!!حتما بايد تو نوشته هام ش.رت و خشت.ك دخت.ر باشه؟بگذريمالان چندتا عكس ميگذارم با توضيحات كاملدوستان كيفيت نه چندان خوبش واسه اينه كه اين فيلم بوده ،من رفتم شكار لحظه هاش كردم!!ديگه بهتر از اين نشد

داشتم فيلم را ميديدم متوجه شدم صدام قبلا نازك بوده هاپس بايد به مزاحم تلفنيمون حق ميدادم منو با دختر اشتباه بگيره و كلي قربون صدقه همون چيز نداشتم از اونطرف بره!!!!

رضا غديري

اين رضا غديريهجديدا ديديد 1روز در سال تحصيلي تو برخي از مدارس ،بچه ها اداره مدرسه را به دست ميگيرنما جز اولين مدارسي بوديم كه همچين كاري كرديماون سال كل مدرسه تو دست سوم الكترونيك بودتو شوراي دانش آموزي 5تا نماينده داشتيمتعداد دقيقش اعضاش فكر كنم 7تا باشهالبته بماند بعدا همون ناظم 150سانتيه حالمون را با نمره انضباط 15گرفت!!ولي خوش گذرونديمداشتم ميگفتم

اين فيلم را تو همون روز گرفتيمبچه ها دوربين فيلم برداري آورده بودند و همه چي را ضبط كردند

معلم بدبختمون همآخر كلاس نشسته بود و جيك نميزد

الكترونيك من

رفته بوديم اردواونجا هم بچه ها دست از سر كارهاي الكترونيكي بر نداشتندالبته اين يكي را يك دونه سي دي و يك سي دي پلير آورده بودند و مشغول ديدن فيم هاي پاستوريزه بودن

جوجه رنگي

مردم ميرفتن سيزده به در سبزه مينداختنبچه ها رفتن اردو به در مي خواستند جوجه بندازند!!!!البته بعدا يكي از بچه ها برشون داشت آورد و نگذاشت به درندگان اونجا چيزي برسه!!!

خواب!!!

اينم مربوط به همون روزه خداييش ديگه برا هممون خسته كننده شده بودمجيد فخار رفته بود پاي تخته داشت درس ميداد وسط هر فرمول چندتا خميازه ميكشيدمعلم كه اينجوري باشه از شاگردها چه انتظاري ميره؟

گريه


دوباره اردواين مهندس رمضانيهسر كلاس تموم دبيرها غر ميومديم و اذيتشون ميكرديمهمه از دست ما ذله بودناين همون جلسه اول بهمون گفت مي خواهم باهاتون رفيق باشمما هم تا آخر سال هواش را بدجور داشتيمهمش ميگفت كلاسي مثل كلاس شما تا حالا نداشتمبايد خود معلم آدم باشه تا بچه ها آدميزادي رفتار كنن!!!

داشتم ميگفتم

يكي از بچه ها داره يك پونصد تومني ميگذاره تو جيبش!!!يكي هم از اون آخر كلاه داره سرش ميگذاره!!!

دولبين

آخي يادش هم به خيروقتي داشتيم از اردو بر مي گشتيمتموم بچه ها فقط داشتند گريه مي كردندواقعا خدا پدر اون كه دوربين فيلمبرداري را اختراع كرد بيامرزهاسمش چي بود؟

شهيد عابديهنرستانمونه

مديلجون

اين همون معلممونهالبته مديرمون هم بودخيلي آقا بودجانباز هم بودمن كه به شخصه خيلي قبولش داشتم

تمبك

اين هم صحنه پاياني!!!!!!!!!!

به نظر شما اون جلوييه زنده موند يا نه؟؟؟

 

 

 

 

 

Read Full Post »

داد

دوست دارم برم یک جا و فقط داد بزنم.همین

Read Full Post »