Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for ژوئن 2008

تولدت مبارک

مي خواستم يك پست جديد بگذارم عزيز دلم ولي بهتر ديدم لينك پست سال گذشته ام را بگذارم تا ما را ببره به حال و هواي سال پيشامسال خيلي با سال پيش تفاوت دارهبگذریمعزيزم دلم،‌هستي من، معشوقه واقعيم به حرف افلاطون الان پي بردم، چون الان با عقلم هم عاشقتم

فقط ميتونم بگم عاشقتم

اينم لینک پست سال پيش

دوست دارم هوارتااااااااااااااااا

بازم شرمنده ام ولي ميدونم ميبخشيم

Read Full Post »

بازگشت

داشتم عكساي خانوميم را نگاه ميكردم كه خالم اومدند خونموندختر خالم(8سالشه)اومد تو اتاقممي خواست يكم بازي كنهمنم كامپيوتر را گذاشتم در اختيارش با اين پيش زمينه كه ايشون كامپيوتر ندارن و زياد هم ازش سر در نميارهاين خانوم خانوما هم از بازي مياد بيرونخودش نميفهميده چيكار ميكنهميره درايو جي كه همون سي دي رامه باز ميكنه

………….مجتبي

من: بله

….. : بيا

……ه: چقدر اين دختره نازه!!!!

ومن كه يهو چشمم به عكس خانوميم ميوفته

من: اينو از كجا آوردي

…..: نميدونم!!!خودش اومد

و شروع كرد يكي يكي ديدن عكسا و نظر دادن كه اين يكي قشنگتر افتاده!!!اين يكيش چقدر نازتره!!!!هرچي عكس تو كامپيوتر داشتم را براش آوردم كه بيخيال عكساي خانوميم بشه و يادش بره

به دلیل جلوگیری از لو رفتن وب نام مذکور حذف شد!!!

Read Full Post »

بازم!!!!

بچه ها اصلا حس نوشتنم تو این وبلاگ کور شدهتو کوفت کاری انگار یک نفر دیگه است تا حدودی ولی اینجا خودمم و من نمیتونم تو این وضعیت اینقدر شاد و شنگول باشمتو پست بعدی دلیل این ها را میگماگه نظری داشتید تو آخرین پست همین صفحه

پی نوشت:۵شنبه ساعت ۲بامدادُ از ساعت ۱ به بعد بود که حالم بدتر شد کاش و کاش را کاشتند و سبز نشد

Read Full Post »

روح

از نظر روحی ۰.۱بالای صفر به سر میبرم!!!!

Read Full Post »