Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for نوامبر 2009

مادربزرگم مرتب فرياد ميزد: خدا كمكم كن، خدا مردم.

ما پشت در ايستاده بوديم و مطمئن بوديم مادربزرگ دارد ميميرد. كم كم فريادهاي مادربزرگ به ناله هاي كش دار تبديل شد وبالاخره ساكت شد.
وقتي مادرم بيرون آمد، برادر بزرگم گفت: مرد؟
مادرم گفت: نه، زاييد!


پ.ن:چه خوشگل شدی امشب!

سیاسیجات!:کوچکترین سوتی احمد*ی*نژاد خاک شد!!کر*دان به خاک سپرده شد!مادرم وقتی شنید گفت:آخی!!اینم کش*تن!!

 پ.ن: خوشحالم از این بابت که یک بار نبود و اگه خودمون را چشم نکنیم تا هوا برای کوه رفتن مساعده کمال خوب پا میدهکم کم دارم باهاش احساس راحتی میکنم!فک کن!!

 

Advertisements

Read Full Post »

من ملوسم، من عروسم!!

بنده حاضرم با كمال ميل گربه هركس وناكسي بشم!!!

والله من بدبخت پول ندارم مجبورم شامپوي شبنم700تومني بگيرم، آنوقت يارو با آن چشم هاي تخم*ي اش به من زل زده و ميگويد شامپوي25هزارتومني فلان، مخصوص گربه ها براي گربه اش ميخرد!!!

به پير به پيغمبر من هيچ چيزي از گربه تو كمتر كه ندارم هيچ، يك چيز هم بيشتر دارم!!! اصلا تو كه گربه ات ماده است، بگو من گربه ات شوم، حاضرم بروم چيزم را جراحي كنم!!

پدرم در طول عمرم25تومن خرجم نكرد، آنوقت بعضي ها فقط25تومن خرج شامپوي گربه شان ميكنند!!

ما بدبخت بيچاره ها از اول شانس نداشتيم، اگر شانس داشتيم كه آدم نميشديم، گربه ميشديم!!!

از اين به بعد ميو ميو ميو!!!


پ.ن: ميو، ميو، ميو!!!ميو، ميو، ميو!!!

 پ.ن:برای بسی*ج دانشکده!آن پوسترها و نوشته جات که چسبانده اید به دیوار تازه رنگ شده دانشکده هنگام برداشتن رنگ را میکند!بیت المال میدونید چیست؟!

 

Read Full Post »

–         توقف بيجا مانع كسب است!

–         لطفا در ريدن تعجيل كنيد!

–         عاشقتم سميرا!!!!

–         آخ چه ميسوزه!

–         لطفا بعد از هر بار تخليه معده، دست خود را با آب و صابون بشوييد!!

–         گوووز!

–         ……م تو…..ت!!

–         نخور گه نشسته، رويش مگس نشسته!!

–         بوي زندگي!!!

–         كو.. را بايد شست!! جور ديگر بايد ريد!!

–         خدا دستشويي را از ما نگيره!!


پ.ن: بعدا در اینجا یک «پ.ن»نصب می شود!

پ.ن: ایضا!!!

 

Read Full Post »