Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for فوریه 2010

ميخندم، شوخي ميكنم، بچه ها را دست مي اندازم.

منو ميبره طرف سرويس هاي بهداشتي، ميگه: مجتبي چته؟ ميگم هيچي!حالم خوب خوبه! ميگه : غلط كردي!وقتي اينجوري ميكني يعني حالت وخيمه، ميفهمي؟

آينه اگر چاره اي داشت يك سيلي هم ميهمانم ميكرد!!!

يك همشهري، يك هم استاني، يك نفر كه چندروز يك بار همديگر را ببينيم و من مثل يك بچه تازه متولد شده عر بزنم، شايد اين بغض طولاني لعنتي جاي ديگر مهمان ناخوانده شود و گورش را از قبرستان هنجره من گم كند!

———————————-

پ.ن: حوصله اراجيف نوشتن ندارم!با جفنگ هايم فعلا سر كنيد!

Read Full Post »

دوستم خيلي جدي رو كرد بهم و گفت:

ببنم اين ممه مال كه اين دوتا ميگفتن چيه؟؟

!!!!

Read Full Post »

مثل اينكه ما هم زوري دعوتيم! پس لبيك يا آلن!

خولاصه! پس با نام و ياد خدا و114هزار پيامبر و در و داف دور و برشون(!)شروع ميكنيم!

قربون دستشويي هاي عمومي برم كه هيچ خيري ازشون نديدم!!!

قربون اون سبيل هام برم كه نزدم و با بچه ها كلي بهش خنديديم!

قربون استاده برم كه يهو يك باد ازش خارج شد وسط كلاس!

قربون احمدي*نژاد برم كه هروقت ديدمش دستشوييم گرفته!

قربون غذاي دانشكده برم كه از كرم گرفته تا سوسك و مورچه و پشه داخلش پيدا كردم!

قربون اون سبيل هاي كرگدن برم!

قربون اون كله گرد و لپ هاي آلن برم!

قربون آستين هاي بالا زده سيگاري برم!

قربون پاندول كريم باقري برم!!!!!

قربون دكتر برم كه11+8را مساوي11قرار داد!

قربون يانگوم برم كه وقتي رفت باز هوا بد شد!!!

قربون سوسانو برم كه با تموم شدن جومونگ بابام رسانه ملي نگاه نميكنه!!

قربون دخترهمسايمون برم كه امروز داشت خونه ما را ديد ميزد و منم خونه تنها بودم و مي خواستم برم حمام و فقط يك شرت پوشيده بودم!

قربون دختر همسايمون برم كه 1ساعت بعدش وقتي از حموم اومدم بازم پشت پنجره بود!

قربون دخترهمسايمون برم كه نميدونم مشاهده چندكيلو پشم خالص چه سودي به حالش داره؟

قربون خودم برم كه هروقت يك كار مهمي دارم يهو دستشوييم ميگيره!

قربون گوريل انگوري برم كه باغت آباد انگوري را وارد فرهنگ لغات ما كرد!

قربون در و دافاي ايراني بشم كه يك تختشون كمه!!

قربون خودكارم برم كه رفيقم ميگفت خيلي كلفته!!!

قربون رابينهود تو اون فيلمه برم كه نفهميدم ماريان را كر*د يا نكر*د!!

قربون اين شلوارهاي فاق كوتاه برم كه وقتي ملت ميشينن تا تو سوراخ ماتحتشون هم مشخص ميشه!!!

قربون دي كارمو بشم كه نفهميديم افشين قطبي اينو از كجاش درآورد!

قربون تراختور و هواداراش برم كه چندوقتي است شده پايه خنده ما و رفقا!!!

قربون گاليب لاب لانكا قل قل برم!

قربون جوراب نشسته هام برم!

قربون رفيقم برم كه اين اسپيكر را به ما انداخت!

قربون بي قربون!!!بريد دنبال كار و زندگيتون!

و منم زوري سيگاري و ميخ ميخ بانو و مجتبي و بروبچي كه لينك نموده ام را دعوت ميكنم!!

————————-

پ.ن: تمام مشكلات جامعه بشري يك طرف رنگ شرت من هم يك طرف!!!آقاجان تمام لباس هاي زير بنده سفيد ميباشد!زيپيراهن ركابي و همه سفيد و شرت هم سفيد و موقع بيرون رفتن هم اگر جوراب هاي سفيدم شسته باشه جوراب سفيد ميپوشم وگرنه يا جوراب قهوه اي يا مشكي!!! خوبه دختر نيستم وگرنه حتما مي خواستيد بدونيد سو*تينم چه رنگي است و سايزش چنده؟!!

Read Full Post »

چون هيچ سر رشته و مهمتر از همه هيچ استعدادي در موسيقي ندارم پس طبعا اظهار نظر در مورد آن بسيار مسخره به نظر ميرسد. اما يك سري خواننده و آهنگ ساز هستند كه به خاطر اسمشون همچين به دلم ميشينند كه بيا و ببين! مثلا شوپن يكي از آنها است. يك حالتي در اسمش نهفته است كه با روح آدم بازي ميكند لامصب، شو، شو، شو، پن، پن، پن، شوپن! جدا از اينكه چه خري بوده و مهمتر، اينكه چه غلطي كرده، با فاميلش حال ميكنم. يك چيز خاصي دارد لامصب!ببخشيد اينو گفته بودم! اينكه يك ريشه اش برميگردد به فرانسه هم يكجورايي براي من خاصش كرده است. مثل اينكه پدرش(معمولا همچين وقت ها ميگويم پدر پدرسگش! اما گفتم يكم جنبه حيا را نگه دارم!) چهارتا فاميل دسته ديزي(!) در فرانسه داشته است پس شايد خود ننه مرده اش(!) هم يكجورايي برسد به فرانسوي ها و شايد خانواده سلطنتي و اون يارو لويي شانزدهم كه تا آخر عمر داغدارش هستم من يكي!!!

باري، اين شوپن را همينجوري عشقي دوستش دارم و عاشق سينه چاكش هستم و از اين چيز و شعرا!!! اصولا آدم عاقل همچين وقت ها ميگويد خب به من چه؟ و هم به نفع من است و هم به نفع شما كه بگوييد به من چه! نفعش براي شما اين است كه يك آدم عاقل جلوه ميكنيد و براي من هم اين است كه مي توانم دلم را خوش كنم و به يك سري از بچه ها كه وبلاگم را مي خوانند فخر بفروشم كه چهارتا آدم كه سرشان به تنشان مي ارزد اينجا را مي خوانند!

از مسئله دور شديم. در كافي نت مشغول الواتي بوديم با دوستي و اتفاقا بحث شوپن را به زور(!) پيش كشيدم و سرچي نموديم و نقاشي از او مشاهده كرديم! رفيقمان هم گير داد كه اين يارو چقدر شبيه توست(توجه!او شبيه من است نه من شبيه او!!!) و خداييش با سليقه ات حال ميكنم و تو عجب آدم هستي و ببينم نكند يك ريشه ات لهستاني است و به قول خودت نكند يارو رگ و ريشه اش برگردد به لويي شانزدهم، مهمتر نكند تو از نوه نتيجه هاي شوپن باشي!!! و يك مشت از اين چيز و شعراي محض!!!!

خلاصه، همه ي اين حرف ها را زد و در آخر گفت : تو كه رگ و ريشه ات برميگردد به خانواده سلطنتي فرانسه و ال هستي و بل! پس قربون دستت پول كافي نت را تو حساب كن!!!

سرتان را درد نياورم! فحش بود كه نثار شوپن و جد و آبادش ميكردم! نتيجه گيري اخلاقي اش هم اين بود كه شوپن 2400تومن هم براي من ارزش ندارد!! نتيجه غيراخلاقي اش هم اين بود كه به خاطر1200تومن رفيق يك لاقبايتان را به خانواده سلطنتي فرانسه متصل نكنيد! (بیشتر…)

Read Full Post »

داشت وضو ميگرفت كه متوجه كبودي روي بازوش شدم. حسابي پيگير شدم تا اينكه دوزاريم را يكجور انداخت كه ديشب با خانومش مشغول خاله بازي بوده و در حين بازي، اوشون بازوي ايشون را گاز گرفته و الان جايش كبود شده. به زور جلوي خندمو گرفتم و به شوخي گفتم:

ناراحت نشي ها! ولي معمولا برعكسه! نكنه اون تو را ميك*نه، نه تو اونو!

پاميگذارم به فرار و اونم فحشه كه نثار من ميكنه!

نيم ساعت بعد شونه به شونه هم داريم راه ميريم و ايشون در مورد روابط بين زن و مرد برايم سخنراني ميكنن!!!

—————————–

پ.ن: هنوز منتظر نظرات سازنده شما هستم!ستاره هاي اين پايين فراموش نشه!

پ.ن: تا اطلاع ثانوي عاشقي تعطيله ديگه!!!ببخشيد اشتباه شد!تا اطلاع ثانوي اسم كاهو سكنجبين را برميگزينيم تا وقتي يك اسم قشنگ تر پيشنهاد بدهيد!

Read Full Post »

ريش هاي مجتبي

يكي بود، يكي نبود، كور بشه چشم حسود!

————————————————————–

پ.ن : يك اسم خوب براي سردروبلاگ پيشنهاد بدهيد.به بهترين اسم يك عدد ماچ از راه دور تعلق ميگيرد!!

 

Read Full Post »

احكام جديد!

 قسمت بود اولين پست اين وبلاگ يك قضيه مذهبي باشد.امروز صبح در شبكه قرآن برنامه اي بود و شخصي زنگ زد و گفت بدون اجازه شوهرم به راهپيمايي رفته ام و مي خواستم بدونم اگر فردا هم بدون اجازه او شركت كنم مشكلي ندارد؟

جواب حضرت آخوند بسيار جالب بود!! چون يك واجب است و مراجع آن را واجب دانسته اند اشكال ندارد و من از شما و ديگر عزيزان خواهش ميكنم كه فردا در راهپيمايي يوم الله 22بهمن شركت كنند و….

با مادرم سر همين موضوع بحثم شد، من يك سري دلايل آوردم و مادرم هم يك سري دلايل. دلايل مادرم: 1-رسانه ملي است و دروغ نمي گويد!!2- ايشون آخوند هستند و بيشتر از تو كه چندتا كتاب مذهبي خوانده اي ميفهمد!

اما دلايل من: اگر بخواهيم طبق گفته حضرات فقهاي ولايتي(!) راهپيمايي را جز جهاد به حساب آوريم(البته جز جهاد هم در دسته ديگري نمي توان قرار داد) اولا كه جهاد يك واجب كفايي است. ثانيا در دسته بندي ديگر يك واجب مشروط است. ثالثا خود عمل جهاد يك واجب شرعي است اما مقدمات و… آن يك واجب عقلي. آنوقت جناب آخوند شما چرا با كلمات بازي ميكني و بدون اشكال ميخواني و سليقه اي با احكام اسلام برخورد ميكني و قسمتي را مي آوري و قسمتي را حذف ميكني؟

وقتي زن مي خواهد از خانه بيرون برود تا يك شورت قرمز گل منگولي واسه شب براي لذت بردن حاج آقا بگيره اونوقت چون ممكنه حق شوهر از بين برود زن حق خارج شدن نداره، اونوقت واسه راهپيمايي اگه لازم باشه ميشه از روي نعش شوهر هم رد شد و در اين مواقع به قول ابوي اجازه شوهر تو كو*ن خر!!!

چقدر ملت ما ساده اند!!! به مادرم ميگم خوبه سواد مذهبي شما 10برابر من است و به سفارش شما من فلان كتاب و بهمان كتاب را خوانده ام، چرا حالا جوگير شده اي و حرف حق را قبول نداري؟ سكوت ميكنه! من ترجيح ميدهم ادامه ندهم! شايد من در اشتباهم اگه كسي ميدونه ما را به راه راست هدايت كنه!

اگه يك سري كلمات به كار بردم كه متوجه منظورم نشديد كليك كنيد.

پ.ن: براساس كيفيت مطلب اون ستاره هاي پايين را بي نصيب نگذاريد!

Read Full Post »