Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘ان در احوالات دوستان!’ Category

مطمئنا هريك از ما يك تخصصي داريم! حداقل آنكه تخصصي ندارد احتمالا درگند زدن تخصص دارد!

بحث سر اين است كه گاهي خسته ميشوي از تخصصت يا بهتراست بگويم خسته ات ميكنن!

دوران هنرستان كه وارد رشته الكترونيك شده بودم و آن اوايل دانشگاه هركس به من ميرسيد از رشته ام ميپرسيد و ميگفت: ببينم الكترونيك همون برقه؟

من هم ميرفتم روي منبر و دوساعت درمورد اين دورشته صحبت ميكردم و فقط تفاوت هايش را ذكر ميكردم، و بعد كه خوش و خرم از منبر پايين مي آدم طرف ميگفت : پس الكترونيك همون برقه!!!

يعني حال من را درك نميكني!! كم ميماند بزنم زير گريه! به مرور زمان فقط در جوابشان ميگفتم يكم باهم فرق داره و بعد طرف سيريش ميشد و دوباره روز از نو روزي از نو! تا بالاخره به اين نتيجه رسيدم در جواب اين سوال كذايي بگويم بله، الكترونيك همون برقه!!!

تواين مدت اگه تلويزيون خراب ميشد،يخچال،ماشين لباس شويي، يا كسي ميخاست مهتابي عوض كنه،سيم كشي خونه بكنه و…..از بنده به عنوان متخصص( كارگر بي جيره و مواجب)استفاده ميكرد!! حالا اينها به كنار يك بنده خدايي بهم گيرداده بود شبانه مثل دزدها از تير چراغ برق بالا برويم براي دزدي از اداره برق!!!ميخواست يك انشعاب غيرقانوني بگيرد! يا يكي از همسايه هايمان زرت و زرت درخانه ما را ميزد كه ماهواره ام ال شده و بل، من هم حداقل ازاين يكي خداراشكر(!)چيزي نميفهمم! ولي طرف ول كن نبود!!ما هم يك نه بزرگ هميشه ميگذاشتيم جلويش و طرف براي جبران هرجا مينشست ميگفت اين يارو چيزي بارش نيست و يك سري حرف هاي نامحترمانه!! طرف فكر ميكنه من بايد از قمبل هايم به عنوان آن قابلمه(!)كذايي استفاده كنم تا طرف بتواند فارسي 1ببيند!!

باري از بحث دور شديم! آدم دوست دارد در محيطي به دور از تخصص يا آنچه كه باعث شده لقبي بگيرد، صرفا براي خودش، شخصيتش، حرف هايش و… شناخته شود، با وي در ارتباط باشند، حرف هايش را بزند وبقيه حرف هايش را بشنوند. آدم گاهي دوست دارد بادوستانش درمورد سياست، عشق، آب و هوا حرف بزند نه تلويزيون سوخته،  سيم كشي خونه، لامپ كم مصرف و….!

متاسفانه همين من گاهي اين موضوع را از ياد ميبرم و ناخواسته باعث رنجش دوستانم ميشوم. از همين تريبون( تا يادم نرفته بگم يك بنده خدايي يك ميكروفون كه به سه قسمت مساوي تقسيم شده بود را آورده بود و نه تنها ميخواست كاري كنم مثل روز اولش كاركند، بلكه انتظار داشت ميكروفون نابودشده صدا ضبط كند، حرف هايش را به 10زبان زنده دنيا ترجمه كند و…!) از همه ي اين عزيزان معذرت ميخواهم! خصوصا خانم دكتر عزيز كه اين چندوقته حسابي اذيتشان كردم! موناجان بابت اين مزاحمت ها معذرت مي خواهم، اميدوارم حلالم كنيد.

————————-

پ.ن: احتمالا دكي الان ميگه: امان از وقتي كه ابله ميفهمه اما نفهمه!!

پ.ن: عزيزانم پايين هرپست يك سري 5ضلعي هست كه بهش ميگويند ستاره، بايد روي آن كليك كرد و از 1تا 5نمره اي را براي هرپست درنظر گرفت!! باشد ستاره هايمان بشود كهكشان!! اگر شانس ماست كه روم به ديفال ميشود كه كه كشان!!

نظرات خصوصي

بيان ديدگاه (ارسال سريع نظر)

Read Full Post »

–         زنيكه جوري اومده قاپ پسر منو دزديده كه پسرم يك هفته است محل سگ هم بهم نميگذاره!

–         يعني از هفته پيش كه اومد بهتون سر زده ديگه نيومده؟

–         نه نيومد

–         سهيل وقتي اومده بود خونه اتون حرفي بهتون نزد؟

–         چرا اتفاقا، گفت مامان تورا خدا دست از اين لجبازي بردار، شب نسرينو بيارم واسه دست بوسي؟

–         شما چي گفتين؟

–         هيچي با جارو دنبالش گذاشتم!

——————————-

پ.ن: چند روزيه مدام دلم درد ميگيره و ول ميكنه!گمون كنم پريود شدم!

نظرات خصوصي

بيان ديدگاه (ارسال سريع نظر)

Read Full Post »

پيش نوشت:

به قول حضرت مولانا:

هله عاشقان بشارت كه نماند اين جدايي        برسد وصال دولت بكند خدا خدايي

نميدونم جايي خونده بودم يا ذهن خودم چنين تراوش كرده بود در مصرع دوم:

برسد به يار دلدار(!) بكند خدا خدايي!!

باري! بازگشت غرورآفرين عين الله، روح الله، چيز الله(!)، نور ديده، قالب رميده را خدمت تمام ووردپرسيان تبريك عرض كرده و از ستاد محترم فيلترينگ كه در اسرع وقت و بعد از چند و اندي روز و چندين و چندصدين(!)ايميل، مرحمت نموده و همانطور كه قالب ها را فيلتر كرده بودند بي دليل(!)همانطور بي دليل برداشتند، تشكر مينماييم! خدا اجر اخرويتان را دوبله حساب كند!

——————

اصل مطلب:

درخصوص انتخابات وب گپ حرف و سخن زياد است اما از آنجايي كه ميدانم بعدا ميگويند اصلا به توچه! ما هم ميگوييم به خودتان چه! من راي ميدهم اما انتظار دارم راي مارو ندزدن، نرن باهاش پز بدن! همچنين در صورت ربايش از كانديداها انتظار دارم مثل هويج فقط زرت و زرت بيانيه ندهند و وارد عرصه عمل شوند يا حداقل طوري مديريت كنند كه جبهه اصلاحات در عرصه باقي بماند، نه مجبور بشويم عده اي شان را در كهريزك بلاگستان و عده ديگري را در بلاد كفر ببينيم! جوري نباشد كه در انتخابات بعدي همه ي اصلاح طلبان از دم ردصلاحيت شوند!!

1-     در بخش بهترين وبلاگ فصل بنده به هيچكس راي نميدهم چون شناختي ندارم!

2-     بخش بهترين وبلاگ روزانه نويس: آن جنگنده با امپرياليسم دايي بزرگه و پوپوليسم داداش! آن معلم پرورشي ضد پرورش! با شعار يا «ماركو يا هيچكس ديگه» و سربند «سراومده اين خان بازي ها» پا به عرصه گذاشته است!

وبلاگ نويسي است كه مدت هاست وبلاگش را مي خوانم و به نظرم بين بقيه روزانه نويس ها كم نام و نشاني تر است اما در عين حال جز بهترين هاست. باهوش، عاشق، صبور، با قلمي گيرا و دوست داشتني. دغدغه هايش، حرفايش و…..از بطن قسمتي از جامعه برخاسته كه خواندنش خالي از لطف نيست. مثل بقيه روزانه نويس ها درگير عشق هاي صدمن يك غاز نيست و از جفاي دوست پسر و…..نمي نويسد، ايده آل هايش را در قالب نوشته هايش به خورد ما نمي دهد و هرچه مينويسد واقعي و در اصطلاح رئال است.

3-     پديده وبلاگستان: پروفسور استاد ميثمك دامه بركاته! خوشمزه، بامزه، گوله نمك! گاهي نقش بابابزرگ ها را ايفا ميكند با نصيحت هايش، اما كسي نميفهمد اين حرف ها نصيحت است! به قول معروف مارمولكي است لاكردار!!نوشته هايش دوست داشتني است، به راحتي مي توان با نوشته هايش ارتباط برقرار كرد مخصوصا وقتي از كاريكاتور و عكس و…. استفاده ميكند. به زباني ساده مينويسد و لازم نيست آنچه در ذهن داشته را از پس 100ها پرده برداشت كرد. در چند كلمه ميگويم: نوشته هايش را دوست دارم.

4-     مهمترين رويداد وبلاگي: «بازي هاي زنجيره اي كرگدن» هرچند محسن باقرلوي عزيز نظر خودش چيز ديگري است، اما جانب انصاف را نگه نداشته ايم اگر وقتي كه محسن براي برگذاري اين بازي ها كشيده را ناديده بگيريم، وقتي كه مي توانست با مريم ترينش به بهترين شكل بگذراند، زحماتي كه كشيد از قبيل آپلود و…..هم جاي خود دارد. كافي است يك عكس را آپلود كنيد تا بفهميد آپلود كردن حداقل50عكس يا فايل صوتي در هر بازي چقدر سخت، وقت گير و اعصاب خردكن است. به نظرم اگر در اين زمينه محسن نفر اول نشود جفايي شده در حق كل بلاگستان!

5-     محبوب ترين سرويس: من با بيشتر سرويس ها كار كرده ام البته به جز بلاگر، از پرشين بلاگ گرفته تا بلاگفا و بلاگ اسپات، وقتي هم قالب هاي ووردپرس فيلترشد وبلاگي در بلاگ اسكاي ساختم اما به واقع دل كندن از ووردپرس، امكاناتش … برام سخت بود كه خوشبختانه بعد از پي گيري رفع فيلترينگ شد. بي شك از نظر امكانات، امنيت و…. ووردپرس بهترين است، بهترين.

6-     وبلاگ هاي شايسته ديده شدن: كانديدايي مدنظر ندارم!

————————–

پ.ن: قسمت نظرات بسته است.

Read Full Post »

1- مرد مدتي بود كه شيفت شب بود. صبح ها وقتي از سر كار ميومد و ميخواست با همسرش بخوابه، زن اونو پس ميزد و گوشه تخت گوله ميشد و مي خوابيد.

زن شب ها موقع 3كث چت به اندازه كافي ار(ض) ا ميشد!

مدتي بعد……..

مرد جلوي قاضي هوار ميكشيد و ميگفت زن ج…./نده نمي خواهم!!!

2- عكس بي ربط: نميدونم چرا اينقدر اين خانوم را دوستش دارم! يكجورايي خيلي ازش خوشم اومده! اميدوارم واقعا دلش جوون باشه و از تتمه عمرش بهترين استفاده را ببره.

دلت شاد باشه

————————————

پ.ن1: اين داستان(1) كاملا واقعي است!

پ.ن2: نميدونم بگم خانم مسن؟ پيرزن؟ مادربزرگ؟ چي بگم كه بهشون برنخوره؟خلاصه اين شد كه همون خانم گذاشتم!

نظرات خصوصي

بيان ديدگاه (ارسال سريع نظر)

Read Full Post »

دايي مامانم ميگفت:

هركس ازدواج ميكنه خريتش را جشن ميگيره!

فقط نميدونم چرا همه ميان يقه ي منو ميگيرين و ميبرن تا شاهد خرشدنشون باشم!

—————————-

پ.ن: فوق العاده شخصيت جالب و دوست داشتني و تاثيرگذاري دارن، با يك مغز پر و كلامي شگفت انگيز و البته زباني سرخ و كله اي نترس! معمولا تو برخورد اول عاشق شخصيتش ميشي.

پ.ن: دايي مامنت بود فاضل از فضل اون تورا فقط ك/*س و شعراش شد حاصل؟:))

پ.ن: شرمنده بابت بي ادبي!

پ.ن فوري فوتي!: دلبندانم! دايي عظيم الشان ازدواج نموده اند چند ده سال پيش! فقط جهت مزاح ميگفت.يكجورايي هم چون يكي از بزرگ هاي فاميله معمولا تو بيشتر مراسم حاضره و به خاطر شخصيتش نقل مجلس هم هست و……

گذاشتن نظر خصوصي

بيان ديدگاه

Read Full Post »

يكي بنده خدايي هست كه صبح تا شب قربون صدقه بچه اش ميره! البته نه از اين قربون صدقه هاي معمولي! از همان بالاي 18ساله ها!

كه بابات الهي فداي دودولت بشود و…….

وقتي هم پسرك يكي دوساله كاري بامزه انجام ميدهد همان بنده خدا ميگويد:بابا دودولتو بخوره!

چند روز پيش ميگفت: وقتي سركارم همه ي حواسم پيش پسرمه! نميتونم شيرين كاريهاشو نبينم! نميتونم قربون صدقه اش نرم!

چندروز پيش ايميلي به دستم رسيد! كسي فروشگاهي نميشناسه از اين پستونك ها داشته باشه پدر قصه ي ما از دوري فرزندش دق مرگ نشه؟

پ.ن: چون سايه ي عمو فيلي سنگينه پس اين عكس پس از چندساعت خودبه خود نابود ميشود!امضا كارآگاه گجت!

گذاشتن نظر خصوصي

بيان ديدگاه

Read Full Post »

موضوع بي شوهري بي طرزي احمقانه و پيش پا افتاده مسخره عام و خاص شده است. اما وقتي خود آدم دچار روزمرگي و پيش پا افتادگي شود همين موضوعات مسخره ميشه دستمايه گفتن چرت و پرت ها.

مدلي براي شوهرپيداكردن كه كم كم دارد از مد مي افتد، همان است كه يك پسر جنتلمن را زير نظر بگيريد و وقتي دارد با خودروي خود( از ژيان بگير تا لامبورگيني)رانندگي ميكند خود را بيندازيد جلويش و دامب!!!

يا زنده ميمانيد و طرف عاشقتان ميشود و…. يا طرف عاشقتان نميشود اما شما توانسته ايد يك پولي….! يعني شما سعي خود را كرده ايد و حركت از شما بوده، بركت كه همانا شوهر است را خدا دريغ كرده!!!

يا هم زرتي ميميريد كه فداي سرتان، بالاخره يك شتر روتون خوابيده !!! به هرحال پسراي الان زياد باشتر فرق ندارن!نمونه اش خودم!!! در خواب ميبينم پنبه دانه(!) گهي لپ لپ كنم(!)گه دانه دانه!

كلا شتريه كه روي هر خري مي خوابه!! ايضا يك مشت علامت تعجب ديگه كه بيشتر به اين چندتاكلمه فكر كنيد!!!!!

خلاصه رفقا هم خاطراتي جالب داشتند. آخرين نمونه پسردايي خودم بود كه وقتي متوجه شدند ازدواج كرده به ديه راضي شده اند!!! چندوقت پيش يكي از دوستان ميگفت خونه كپه مرگمان را گذاشته بوديم كه فلاني زنگ زد و گفت ميام دنبالتون بريم چرخي تو خيابون بزنيم، ما هم گفتيم باشه.

طرف با يكي از رفقاش اومد و وقتي سوار شديم ديديم حالشون خوب نيست، تازه دوزاريمون افتاد كه يكم، فقط اندازه اينكه ببينن چه مزه ايه يك چهارليتري مشر- وب نوش جان كرده اند!

هنوز100متر از خونه فاصله نگرفته بوديم كه يك چيزي گفت، پوك!! به زحمت حضرت راننده را راضي كرديم نگه داره، وقتي پياده شديم ديديم خبري هم نيست، فقط اون عقب ها يك چيزي شبيه گربه افتاده!!  خودم نشستم پشت فرمون و يك دنده عقب گرفتم، وقتي رسيدم به گربه ديدم فقط يكم گربهه كيف زنونه است!

دركيف را باز كرديم ببينيم صاحبش كيه، ديديم ازوسط گل و گياه هاي بلوار، يك جفت پا با كفش پاشنه 10سانتي سبز شده!!!! فلاني مثل اينكه تازه اثر مشر-وب پريده بود به خودش اومد و سوار ماشين شد و رفت!!!! من و هم خونه ايم و رفيق فلاني مونده بوديم وسط خيابون با يك جفت پا!!

رفتيم كنار پاها و بقيه اندام را كشف كرديم!!! از ترس داشتيم ميمرديم، يك چندباري خانومه را صدا زديم ديديم زيرلب يك چيزايي ميگه، فحش ميده، يك چيزايي مي خواهد و….! رفيق فلاني هم شروع كرد زدن تو صورت زنه كه به هوش بياد!!! چنان ميزد كه بيا و ببين، مي خواست تنفس دهان به دهان هم بده كه ما نگذاشتيم! مدام هم دستش يك جاي زنه بود و مي خواست ماساژ قلبي بده!!!!

با كلي بدبختي دكتر(!) را جدا كرديم ! از تلفن عمومي زنگ زديم اورژانس و  فرار كرديم و اومديم خونه!

خلاصه! فرداش كه واسه تحقيقات و… اومده بودن فهميديم اتفاق خاصي خدا را شكر نيفتاده و مثل اينكه خانمه يكم جن*ده تشريف داشته، فقط يكم ، اينقدر كه فقط تشريف داشته باشه! و حالش اصلا خوب نبوده و تست الكلش مثبت بوده و احتمالا داشته از ددر(!) برميگشته و اينقدر حالش بد بوده كه متوجه نشده وسط بلوار جاي دراز كشيدن نيست!! توي آمبولانس و بيمارستان هم چيزهايي ميگفته و مي خواسته كارهايي بكنه كه ازش تست الكل ميگيرن و….. فقط دستش كه يكم خراشيده شده بود را پانسمان كردند و خلاص !!خدا را شكر به خير گذشته بود!!!

مي خواستم به آقايون بگم مراقب باشن! به خانم ها هم بگم مراقب نباشن!

——————————————

پ.ن: سيگاري جون خودم چيز به درد بخوري نداشتم، اينم خاطره دوستم بود. اميدوارم دلتنگي ات برطرف شده باشه!!!!

پ.ن: خاطرات شما را خريداريم!!!!

پ.ن: راستي! راست و دروغش پاي كسي كه برام تعريف كرد!جهت خالي نبودن عريضه نوشتمش.

پ.ن: اندكي داغان تر از ژيان هستم!حوصله داشتم ميام!

Read Full Post »

Older Posts »