Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘عكاسخانه آقاي لوچ’ Category

ديشب جايي بودم كه آلن مسيج داد تو مسابقه كيامهر شركت كردي؟ من هم بي خبر ازهمه جا گفتم فردا ميرم كه گفت تا ساعت 8بيشتر وقت نداري. دست به دامن لپ تاپ يكي ازبچه ها شدم و تنها عكس قديمي كه توگوشيم داشتم را فرستادم.

راستش تنها دليلي كه شركت كردم فقط به خاطر آلن بود اما امروزصبح(ساعت چهار)وقتي پرونده درس را بستم و خواستم بخوابم رفتم يك نگاهي به مسابقه كردم وپرشدم از حس هاي خوب و شيرين. راستش تو اين قضيه حس هاي شيرين، بيشتر ازاينكه مديون كيامهر باشم مديون آلنم.ممنون آلن جان.

اما امشب كه داشتم دوباره عكس ها رانگاه ميكردم دلم واسه حدود1سال ونيم پيش و يك سري ازبچه ها تنگ شد فجيع! بدجور دلم هواشونو كرده، هوس كردم چندتايي عكس از اون روزا بگذارم و بفرستم جز دسته عكاسخانه آقاي لوچ كه توي اين وبلاگ هم برام ثبت بشه.

واسه اونهايي كه نميدونن من كدومم!! : ساعت با بك گراند سفيد.

من: پيراهن سفيد.

لباس سفيد اون پشت مشت(!)ها

———————————

پ.ن: يك بازي قشنگ وبلاگي مدت هاست جرقه اش در ذهنم خورده، شبيهش را تا حالا خودم نديدم،منتظرم يكم وبلاگستان از اين جو برگذاري بازي ها بياد بيرون.

پ.ن: از سيو و كپي كردن عكس ها لطفا خودداري كنيد.براي ديدن عكس ها در سايز اصلي روي عكس ها كليك كنيد.

پ.ن: ممنون ميشم ستاره هاي پايين هرپست را ازياد نبريد.

پ.ن: اين بازي كيامهر منو يادقضيه معروف چماق و هويج انداخت! اول هويج(يعني عكس بچگي هامو)نشون دادم حالا كه ملت اومدن جلو چماقمو درآوردم(عكس فعلي ام!). 🙂

نظرات خصوصي

بيان ديدگاه (ارسال سريع نظر)



Read Full Post »

NO PARKING

اين دومين پست رسمي عكاسخانه آقاي لوچ است. 1(اولين پست).

براي ديدن عكس در سايز اصلي روي لينك زير عكس كليك كنيد.

لينك عكس: پارك ممنوع.

—————————–

پ.ن: اين عكس مربوط به يكي از درهاي دانشكده است كه من تا حالا باز نديدمش! اساتيد و كادر گرام هم همچين ماشيني ندارن! حالا سوال اينجاست كه ماشين مال كيست!! مسئله غامض تر شدها!!

نظرات خصوصي

بيان ديدگاه (ارسال سريع نظر)

Read Full Post »

پايين تنه نوشت!:

قصد داشتم اين چند سطر را به عنوان پي نوشت اضافه كنم اما شوراي تشخيص مصلحت وبلاگ بهتر ديد اين سطور در ابتداي پست اضافه شود، شايد خواص هشيار شوند! نكته اول: اين رسما اولين پست تحت عنوان»عكاسخانه آقاي لوچ» است!براي ديدن عكس ها در سايز اصلي روي آن كليك كنيد.

نكته آخر! لامصب اين شلغم! آقاجان ما خير سرمان نشسته بوديم كه حالمان رو به وخامت گذاشت! هي ما بيخيال، هي افكار كجا بيخيال؟ غذاي حاجت است ديگر! خلاصه ما با افكارمان دست به گريبان بوديم كه هوار مادر گرام رفت بالا كه شلغمت(شلغم خودمان كه نه!) آماده است! تا اين قابلمه را هم مثل كتري ها نسوزانده اي برس به فريادش! ماهم رفتيم و شلغم را خورديم و الان مثل يك خواجه محترم در حال نوشتن هستيم! لامصب اين شلغم چه كرد با اين قوه ي قهريه! اصلا داريم به ريش پايين تنه مان ميخنديم!

باري! خانم ها و آقايان عزيز متاهل، اگر مثلا همسرتان هات است جهت در امان ماندن از چنگالش(!) شلغم را امتحان كنيد! اگر هم روم به ديفال يخچال فريز سايد باي سايد است كه حتي المقدور شلغم به خوردش ندهيد كه…..! آره داداش!

———————————-

عكسخانه آقاي لوچ 1: بي رودربايستي بگويم روزهاي اين شهر را اصلا دوست ندارم! بنا به دلايلي كه سر فرصت خواهم گفت. اما شب هايش  خلوت، آرام، دوست داشتني، خاطره انگيز و البته تا حدي خطرناك است! به زوج هاي جوان خصوصا كمال سفارش ميكنم شب هاي خيابان هاي شهرضا را تجربه كنند. در اين شهر كه افكار پوچ و قديمي سايه اي وحشتناك بر روي روح آن دسته ازمردم باهوش، عاشق، روشنفكر و متجددش انداخته و رسما آنها را در حاشيه قرار داده، شب هايش مي تواند جولان گاهي باشد براي خلاصي از  حماقت عامه ي مردم!

چهار راه شهرداري

چهار راه شهرداري

چه كسي ميگفت فرهنگ نداريم و نيمه شب ها پشت چراغ قرمز توقف نميكنيم؟

گلزارشهدا

گلزار شهدا

چه مذهبي باشيد و چه نباشيد آن قسمت از گلزار شهدا كه در كنار حرم قرار دارد يك حس خاص و البته ناخوشايند را در درونت به غليان واميدارد! غربت به تمام معنا! همان حس خاص و ناخوشايند!

همت

همت

شب هنگام، حدود ساعت دو، خلوت، سوت و كور، اگر عاشق باشي، جدا از جزيره مجنون و جبهه و….. آن اسم مجنون با دلت بيداد ميكند!به جاي فكر كردن به همت و جبهه و خون و تير و تفنگ، خنده هاي معشوقت در پيش چشمانت رژه ميروند، وقتي به خودت مي آيي لبخندي دوست داشتني تمام صورت درون قاب را پر كرده! در آن لحظه خنده ي همت واقعا ديدني است!

امامزاده شاه رضا

امام زاده شاه رضا

لامصب ها در حرم را از ساعت 12تا اذان صبح ميبندند! حيف! دست خالي برگشتم!

طالقاني به سمت مفتح

طالقاني به سمت مفتح

ميدان مفتح

ميدان مفتح

بنا به دلايلي از گذاشتن بقيه عكس ها منصرف شدم! اگه الان هم اين پست را تاييد ميكنم فقط به خاطر وقتي است كه براي آپلود و… گذاشته ام! ببخشيد!

————————

نظرات خصوصي

بيان ديدگاه (ارسال سريع نظر)

Read Full Post »

مدتي است ازپنج شنبه عصر تا صبح يكشنبه من دپرس هستم و روي مود افسردگي جولان ميدهم. جمعه ها كه جاي خود دارد! البته خداي نكرده اين ربطي به اين ندارد كه من عصرهاي پنج شنبه پدر را مي آورم و صبح هاي يك شنبه ميبرمش و تمام اين اوقات ابوي خانه است و سر كار نيست!

پست آخر كرگدن را كه ديدم، هوس كردم روز جمعه ي مزخرفم را به تصوير بكشم.

جاده در مسير برگشت

صبح جمعه هاي من با قربون صدقه هاي ابوي شروع ميشود: پاشو كره خر! با اظهار لطف هايش وارد فاز جديد ميشود: گوساله زود باش منو برسون! و با كشيدن پتو از روي بدن و بالش از زير سر و اندكي فرياد نخراشيده اندر گوشم، مراحل عملي اش كليد ميخورد! بابا را ميرسونم و بعد برميگردم خانه تا چندساعت بعد دوباره برش گردونم!!(دليلش را سر فرصت ميگم!). مسير برگشت.

داوودي جونام

گل هاي داوودي مورد علاقه ام كه مدتي است از خواب تابستانه(!)بيدار شدند را ميبلعم!

داوودي

بعد از استشمام داوودي هاي عزيزم، ميروم و كپه مرگم را ميگذارم تا 5 عصر!

غروب

شخصا ترجيح ميدادم به جاي تير چراغ برق و…. عكس اصلاح شده زير را ميديديد!

غروب اصلاح شده

بعد هم ميروم ماست ميگيرم براي ابوي(خودشان آمده اند!) و اخوي جهت امتحان دوربين گوشي اش از ما عكس ميگيرد كه حاصلش ميشود اين:

ابله خسته ي در حال مرگ!

و همينجوري وقت را ميگذرانم تا بشه نصفه شب. بعد هم انار ميخورم و راديو گوريل گوش ميكنم و وبلاگ كرگدن را ميخوانم و هوس ميكنم بنويسم!

انارخوران

الان انارم را يك ربعي هست خورده ام و پستم را هم نوشته ام! تمام مدتي كه انار ميخوردم به اين فكر ميكردم چرا گوريل بايد از تكيه كلام هايش بدش بيايد؟ ترم پيش سر تكيه كلام هاي من،موقع ورق بازي با حميد و وحيد و عليرضا چقدر كه نميخنديديم، چقدر سر تكيه كلام هايم: بهش چي ميگن، جان من، نميدوني،مععععع،بلــــــــــــه؟، خنده هاي خركي سر ميداديم!بيشتر از همه هم خودم مخنديدم!

——————————-

پ.ن: اين ماه اكتبر كولاك كردم!15 پست!

پ.ن: تمام مدتي كه در حال نوشتن اين پست و آپلودعكس ها بودم كتري بدون آب ميسوخت! دومين كتري كه در طول 24 ساعت سوزاندم! ديشب همين موقع همين دسته گل را به آب داده بودم!

مخاطب خاص نوشت: به جان مهتاجم(!) كلي خودمو كنترل كردم در جواب مسيج شب جمعه ات : بوس پشمالو به روي ماه مشتباجونم-ميرم لالا شب بخير، ننويسم: خوش بگذره! 🙂  خلاصه مخلصيم عزيز دل برادر 😉 (گفتم مخاطب خاص!فضولي براي بقيه ممنوع!).

نظرات خصوصي

بيان ديدگاه (ارسال سريع نظر)

Read Full Post »