Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘چيز و شعر’ Category

آدرس جديد

براي آگاهي از آدرس جديد وبلاگم ميتوانيد از طريق ايميل:
meshki_poosh1367@yahoo.com
بامن تماس بگيريد.

Read Full Post »

مدتي پيش ايميلي از يك بنده خداي اجنبي دريافت كردم و جوابش را به اين شكل فرستادم(همان ايميل كذايي كه وقتي حالم بد بود نوشتم و ميخواستم بگذارم اينجا). ادامه مطلب هم خالي از لطف نيست. عكس جودي را هم گذاشته ام!

———————————

سلام جودي عزيز، به قول شاعر:

به به، چقدر زیبایی
چه سری، چه دمی، عجب پایی
پر و بالت سیاه رنگ و قشنگ
نیست بالاتر از سیاهی رنگ!

شما به بنده ايميل زده بوديد و مرقوم فرموده بوديد كه دختري هستيد بسيار جذاب و دوست داشتني و صكثي كه در دوستي و عشق و اين جنگولك بازي ها روي ژوليت را كم كرده ايد و به او گفته ايد: بكش كنار جوجه و وقتي اون نكشيده كنار شما كشيده ايد پايين! يعني روي او را كم كرده ايد و رويش را كشيده ايد پايين! يعني بنده ايميل شما را اينجوري ترجمه كردم! اما با اين تفاسير خيلي تنها هستيد و حاضريد با من ممزوج(mingle)شويد، يعني با من مزدوج شويد! گمون كنم!

جودي عزيز من هم خيلي شما را لاو دارم و لاو دارم با شما لاو كنم! اما شما نفرموده بوديد در كدام قبرستوني، ببخشين دركجا زندگي ميفرماييد تا بنده قدم رنجه كنم و بيايم باشما لاو كنم! از قديم گفته اند هركه طاووس خواهد جور هندوستان كشد، حالا ما اگر كلاغ سياه بخواهيم بايد جور كجا را بكشيم؟!

ميدانم لاو كردن مهم است و اينكه شما جذاب و صكثي و اينا هستيد و بقيه اش حرف است و شما حاضريد با يك لقمه نان ا.ني (يارانه اي!) بامن بسازيد و كاري به حرف هاي خاله زنكي كه» درد دندان نكشيده اي عشق يادت بره»، يا «كو*نت نسوخته معشوق يادت بره»، نداريد واينها را ساخته ي دست امپرياليسم ميدانيد! اما خب براي من فرق دارد!

خب اگر در بلاد غربي باشيد كه مشكلي نيست و ميشود باهم لاو كنيم، اما اگر در يكي از اين خراب شده هاي آفريقا باشيد كه كار بيخ پيدا ميكند!

من كه شانس ندارم، مي آيم با شما لاو كنم هم قبيله هايتان شايد آدم خوار تشريف داشته باشند! آنوقت من چه خاكي بر سرم بكنم؟ يعني شما چه خاكي برسرتان ميكنيد؟ ميترشي بدبخت! درهند ذكر پرست هست، اما خب براي طاووس ملت ميروند هند، حالا كه من مي آيم آفريقا احتمالا ذكر خور هست به جاي ذكر پرست!

خب اگر دم و دستگاه ما را بكنند و بخواهند بخورند توي بيچاره چي بخوري؟ پس ما با چي لاو كنيم؟

اصلا ما كه شانس نداريم، آمد و علاوه بر ذكر خور، ذكر كن هم از آب درآمدند!! آنوقت كه بنده ي خدا چيزي از ما باقي نميماند، حتما انتظار داريد با دماغم باشما لاو كنم؟!!

جودي عزيز از طرفي اگر من با شما لاو كنم و بچه دارشويم، بچه مان چه ميشود؟ ميترسم پوستش سياه و سفيد شود مثل خانه هاي شطرنج! آنوقت من بچه ي شطرنجي ميخواهم واسه كو….لا اله الاالله!

بر فرض محال بچه مان يك گهي هم بشود، وقتي از صداوسيما با او مصاحبه ميكنند چهره اش شطرنجي است و…….اصلا تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل!

راستش بنده متاهلم، يعني قراره بشم و به اين تاهل متعهد! خودت كه همجنسانت را ميشناسي! اگر خداي نكرده به گوش ويرژيل برسد چنان بلايي سر تو و قبيله ات مي آورد كه به جاي ذكر، چيز(!) بخوريد!

به هرحال اميدوارم مرا ببخشي كه به تو جواب رد ميدهم ولي خب نصيحت ميكنم قبل ازاينكه بگردي دنبال شوور، قبيله ات را اصلاح كن وگرنه ميترشي و آخر عمري تو را به عنوان ترشي همراه دم و دستگاه(!) ميل ميكنند! كه خب…….. بيخيال!

—————————–

پ.ن: دوستان عزيز رنگين پوست و… به دل نگيريد! اصلا شما به من بگوييد ماست! اونم از نوع كم چرب! يا مثلا پليكان يا لك لك! يا هرچيزي كه اندكي سبكتان كند! صرفا شوخي اي بود با اون بدبختي كه اون ايميل كذايي را براي من زده بود كه باهم لاو كنيم!

پ.ن: امتياز خود را از طريق ستاره هاي زير پست، به اين نوشته بدهيد.ممنون

نظرات خصوصي

بيان ديدگاه (ارسال سريع نظر)

(بیشتر…)

Read Full Post »

بخش عمده اي از آدم ها خودشان را در تب و تاب ديدن ها و شنيدن ها وخوردن ها و كر…دن ها گم كرده اند!

نخند لطفا! بي تربيت هم، حالا گيرم اصلا بي تربيتم! بگذار حداقل در اين دنياي مجازي كوفتي از قالب آن پسرك كم حرفي كه از دهانش فقط خواهش ميكنم و استدعا دارم و….ميشنويد خارج شوم!

آدم ها خودشان را گم كرده اند، نميدانند از زندگي چه ميخواهند، فكر ميكنند زندگي ميكنند در حالي كه زندگي آن ها را ميك…ند!

من هم اگر آن پارامتر كر…دن را فاكتور بگيريم خارج از اين بخش عمده نيستم! ازطرفي هريك از آن هايي كه خارج از اين طيف هستند به مرام و مسلك و تفكر خاصي متصل اند.

وقتي بخواهي از اين طيف خارج شوي ميليون ها گزينه پيش رويت چشمك ميزنند! درست مثل اينكه وارد فاحشه خانه اي شده و انبوه دختركان( يا بهتره بگم زنان!) درحال چشمك زدن به تو هستند و توبايد از بين آن ها يكي را برگزيني و راهي اتاقي شوي كه شايد به عيشي ختم شود!*

نميداني آن دخترك با اندامي نورس كه رفتاري آميخته با حجب و حيا و ترس از خود بروز ميدهد را انتخاب كني، يا آن زن با اندام جاافتاده كه با لوندي خاصي بهت چشمك ميزند و ……بيخيال! اينجا ناسلامتي وبلاگ است نه فاحشه خانه! اگر هم به كل آنچه تصوير كردم اشتباه بود شما به بزرگي خودتان ببخشيد، به هرحال تصور من از فاحشه خانه خارج از آنچه خوانده ام نيست! آنچه هم خوانده ام معمولا مربوط ميشود به كتاب هايي در مورد مصرباستان يا روم باستان و معمولا آثار ذبيح الله منصوري و…… بگذريم!

باري! وقتي وارد شدي، حيران ميشوي! كدام را انتخاب كني( اگر به طور مثال فكر كني امشب شب آخر عمرت را سپري ميكني، تا خيال برگشت دوباره و انتخاب گزينه ديگري را از سرت بيرون كني)، به كدام جواب رد دهي؟ اين حيراني بد است، افتضاح است، حال به هم زن، در يك كلمه گه است!

خوب ميداني و به اين بصيرت رسيده اي كه اين طيف ديگر جاي تو نيست، اين طيف ديگر نيازهاي تو را ارضا نميكند و نياز به تفكري نو، انديشه اي فراتر از خوردن و ديدن و….در تو بيداد ميكند، آنوقت مثل من خودت را ميرساني به اين فاحشه خانه، وارد ميشوي، چشمك دختركان را با حيايي آميخته به ترس ميبلعي و بعد سرت را مي اندازي پايين و خارج ميشوي، دقايقي پشت در ميماني، نعره هاي مردان و عشوه هاي زنان آتش شهوتت را شعله ور تر ميكند و تورا دوباره به اندروني ميكشد و باز روز از نو روزي از نو!

———————————

* اگر شانس من است در آن اتاق كذايي مردكي سبيل كلفت و پشمالو انتظارم را ميكشد!

پ.ن: بانوان گرامي فانتزي هاي زنانه را خودتان جايگزين فانتزي هاي مردانه كنيد!

پ.ن: كلي نقشه كشيده بودم براي اين پنج شنبه ي كذايي ولي نميدانم چرا دوباره هوس كردم اين تولد را هم مثل تولدهاي خودم سوت و كور و دور از هياهو برگذار كنم!

پ.ن: ستاره هاي پايين هرپست را فراموش نكنيد.لطفا راي بدهيد!

نظرات خصوصي

بيان ديدگاه (ارسال سريع نظر)

Read Full Post »

فaك!

يعني تيترفوق به معناي واقعي!!

دوستان ووردپرسي كه براي وورود به بخش مديريت وبلاگ مشكل دارند از فيلتر….شكن استفاده كنن!! من دو روزه دارم به اين لامصب ور ميرم نميشه، باهمون چيزشكن اومدم راحت برام بازشد!!!

يعني من موندم چي بگم به اينها! يك روز خودشو فيلتر ميكنن،كلي ميل ميزنيم درستش ميكنن! بعد قالباشو فيلترميكنن وما دوباره كلي ميل…..حالا هم رسما نميگذارن لوگين بشيم! خب اگه مشكلشون ميله،بگن من خودم كلي ميل قشنگ،پاستوريزه،هموژنيزه،پور..نو،پوركهنه!صك3ي و……براشن ميفرستم!!يعني به همسايمون(!) ميگم براشون بفرسته! فقط جون ا.ن دست از سر ما بردارين!!! آقا ما نخواهيم توي سيستم هاي فارسي وب بزنيم كي را بايد ببينيم؟حتماعزرائيل!!

وباز هم نظرات اين پست بسته است چون دليلي نميبينم بخواهيد براي اين پست نظر بدهيد!خير سرم به خاطر 4(!)كلي برنامه داشتم كه رسما بر «تيتر اين پست» رفت!

امشب ميام!

—————————–

پ.ن: اين پست تقديم به دونفري كه با سرچ «جر خوردن مرجان» و «بوي خشتك زنان» به وبلاگ من رسيدند! من كف ميكنم با قالب سرچ ها!! يعني ميشه يك چيزو شعر توپ از توش درآورد!

Read Full Post »

چهارسالگي رسمي!

شمارش معكوس كليد خورد!

زندگي همچنان تخمي تخيلي است!

دارم كم كم ناك اوت ميشوم! گودباي فرزند ناخلف!

خبرهاي خوشي كه ميسوزانندش!

خبرهاي بد كه هيزم هستند!

شميشرهاي بي رحم!

 

عريان، لخت‌، بي پوشش! بدحجاب! محارب اصلا! باكه؟ بانوري از جنس ظلمات! قصه ما به سر رسيد، كلاغ سياه قصه هم باكرگي پرهاي سياهش را به سپيدي پرچم هاي صلح فروخت!

بالارفتيم ماست نبود قصه ما راست نبود، بالا سرد بود، بالا سانتي گراد و سيليسيوس يخ زدند و در آغوش هم جان دادند.

پايين دوغ نبود، قصه ما دروغ نبود! پايين مني بودم كه صداي ترق و توروق، ببين گوشاتو تيزكن تابشنوي! ببين اين صدا صداي شكستنه!

قصه، قصه نبود، غصه بود!

———————-

پ.ن: قسمت نظرات اين پست بسته است! درپست پايين نظر بدهيد! ستاره هاي كوچ زيرهرپست را فراموش نكنيد.

Read Full Post »

makidan

در اين پست ميخوانيد: مكيدن، خونه خالي،آغوش،پيوند،كره خر،دختر پر فيس و افاده،ماتحت.

داشتم به اين فكر ميكردم كه من چه مرد ناسپاسي هستم. مدتي از ووردپرس استفاده كردم وحال قصد تركش را دارم! من در حق اين زيباي عاشق چه جفاي بزرگي روا ميدارم! آه عزيزم من را ببخش!(نيشتو ببند بچه!).
من ميمانم تا نشان دهم چه قلب بزرگ و سرشار از عشقي دارم! اوخ مواظب باش، فوران گدازه هاي عشقم تو را نسوزاند!
روزي كه از تمام دخترهاي پر فيس و افاده ي لو لول مملكتم دل كندم اين تو بودي كه آغوشت را به روي من باز كردي كره خر!(گاهي آدم عاشق نميداند عشقش را چطور بيان كند!).
من و تو پيوندمان را جشن گرفتيم، من عهد بستم تو را خوشبخت كنم و تو من را، سپس لبم را جلو آوردم و تو…….(چون زن و بچه مردم رد ميشوند از بيان ادامه ماجرا معذورم!!)
باري! حالتي رفت كه محراب به فرياد آمد و گفت منم مي خواهم!!منم گفتم بيلخ!
تو در سختي ها، در سرما و گرما، تابستان و زمستان و بهار و بهشت و جهنم و خونه ي خالي(!) همراهم بودي!
حال من چطور ميتوانم تركت كنم؟ قالبت خراب شده؟ درست مثل اينكه آن لباس چند صد هزاردلاري جاي خودش را به يك لباس و پيژامه گل منگولي رنگ و رو رفته داده است؟ فداي سرت!دوستانم كه مي آيند مهماني تو را چطور با اين وضع تحمل كنند؟ ميكنن! آن ها تو را ميكنن تحمل! آن ها خوبند، ميفهمند، اگر نفهمند كه خب نفهمند(!) و آدم نفهم همان بهتر كه نيايد اينجا! هر چند آن هايي كه تا الان مي آمدند، همه آدم هاي بفهمي بودند و تو را ميفهمند!
من ميمانم و ميسازمت. Make يعني ساختن و هزارتا كار ديگر! داشتم به اين فكر ميكردم كه اين كلمه ي فرنگي چه غرابت عجيبي با مكيدن دارد!وه كه چه خوش گفت همون كه گفت زبان ها همه از يك ماتحت خارج شدند و همانا بازگشت همه به يك ماتحت است!
باري! من تو را ميمكم يعني ميسازمت و هزارتا كار ديگر(!)با تو دختره ي اجنبي لباس گل منگولي ميكنم! تو به جد برايم بهتريني، زيباتريني، آه اي بانوي پدســــــــــگ!

Read Full Post »

FLUX

ووردپرس عزيز به بدترين شكل ممكن به هم ريخته است!
به سرم زده است به بلاگ اسكاي كوچ كنم! از طرفي اين چند روز حس كردم اگر وقتم پرباشد به راحتي ميتوانم از اينترنت و خصوصا وبلاگ نويسي فاصله بگيرم!
اگر ووردپرس برگشت به روال قبل كه در خدمتتان هستم، اگر بنا به ناسازگاري بگذارد بهتر است قبل از اينكه چهارتا بچه پس بيندازيم(!) مهرش را بدهم و جانم را آزاد كنم!!حالا يا ميروم بلاگ اسكاي و يا كلا بيخيال وبلاگ نويسي ميشوم.
گزينه آخر احتمالش كمتر است، از كوچ كردن هم خسته شده ام! گمان كنم جز اولين هايي بودم كه از بلاگفا به ووردپرس كوچ كردم و اگر وضع به همين منوال باشد بازهم جز اولين دسته هستم كه از ووردپرس كوچ ميكنم! كلا آدم بي نظمي هستم ولي نه به اين شكل! قالب نابود شده،ظاهر نامرتب و….
آمده بودم يكي از پست هاي دوست داشتني كه سال گذشته نوشتم و تاييد نكردم را بگذارم كه ديدم اوضاع ووردپرس همچنان بحراني است!!! تمام حس و حال و……به فاك عظما(!) رفت.
سرعت لود شدن وبلاگ هم كه……….
درست مثل اينكه سيلي آمده و همه چيز را به هم ريخته است، چنان شدتي نداشته كه از زندگي و…..محروممان كند، اما وسايل رفاه را گرفته است!به راحتي ميتوان روزها را گذراند، اما زندگي در اين شرايط به نظر سخت ميرسد!اگر زندگي را لذت بردن، گذران وقت به آن شكل كه دوست داريم و…. معنا كنيم!
ووردپرس عزيز خواهش ميكنم برگرد! به بچه هاي شومبوسكومبلي كه در آينده پس مي اندازيم فكر كن!به هم آغوشي هاي گذشته مان، به نجابت خودت، به شيطنت هاي من، به لارژ بودنت، به امكانات گسترده ات، به زيبا،جادرا،مطمئن بودنت! به سايد باي سايد بودنت!!!تو عزيز دلمي!! برگرد! جون ننه و بابات برگرد!خواهش ميكنم! و حال ابله از شدت ناراحتي و جواب رد ووردپرس اسلحه را روي شقيقه اش ميگذارد و بعد بنگ!
نه مثل اينكه اسلحه خالي بود!!!عزيزم تا ميام اسلحه را پر كنم وقت داري برگردي!!

Read Full Post »

Older Posts »