Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Posts Tagged ‘وبلاگ’

امروز تولد رسمي چهارسالگي وبلاگ نويسي جناب مستطاب مجتبي است!

از وبلاگ نويسي كه خير زياد ديدم، خيلي هم زياد! بيشتر ازاونچه كه شما فكرش را بكنين، به نوعي آينده ام را متحول كرد! راستش خيلي دوست دارم توضيح بيشتري بدم اما بنا به دلايل شخصي معذورم.

ابتدا از بلاگفاشروع كردم، اون اوايل وبلاگ نويسيم مثل خيلي ازوبلاگ نويس هاي تازه وارد به عمل دزدي مطالب پرداختم! اما بعد متنبه شدم و اون وبلاگ را پاك كردم و دروبلاگي نوشتم كه امروز چهارمين سالگردش ميشه! توي اون بلاگ چندتايي مطلب دزدي هم موجودهست ولي خب چيزهايي بوده كه ارزش دزدي را داشته!

حدود يك سالي هست كه آرشيوم را به ووردپرس منتقل كردم و اينجا مينويسم. خيلي دوستش دارم، حداقل حسنش احساس امنيتي است كه بهم منتقل كرده به اضافه امكانات فوق العاده.

خواننده ها خيلي برام اهميت دارن، بحث كميت نيست، قبلا پستي داشتم كه بالاي 150نظر داشت(مداركش هم موجوده!!)، اما امروز ميانگين نظرات حدود25است. الان كيفيت نظرات و مهمتر خواننده هام، نگرششون، شخصيتشون و….برام ارجحيت داره، آنچنان برام مهم نيست 30تانظرداشته باشم يا300، مهم نظراتي است كه داده ميشه. نميتونم كتمان كنم دوست دارم تعداد نظرات و آمار بلاگم بالا باشه، اما جوري هم نيست كه خيلي تلاش كنم آمار را زياد كنم! اين تعداد خواننده منو ارضا ميكنه. شايد اگه واسه خواننده مينوشتم بعد از چهارسال آمار قابل توجهي داشتم اما امثال من كه بيشتر واسه دل خودشون نوشتن و وقتي ديدن دارن به سمت خواننده محوري حركت ميكنن درمقابل خواننده ها جبهه گرفتن و وقتي خواننده گفته فلان پستت خوب بود پستي عكس پست قبل نوشتن، اين تعداد خواننده قابل قبوله.

حرف كه زياد دارم اما دوست دارم به وقتش بزنم. حدود يك ماهي بود انتظار اين روز را ميكشيدم تا رسما درروز تولد چهارسالگي وبلاگ نويسي خداحافظي كنم، اما متاسفانه يا خوشبختانه اتفاقاتي افتاد كه منو از انجام اين عمل پشيمون كرد!

نميدونم چرا دوست داشتم(!) تولد اينجا هم مثل تولد خودم سوت و كور برگذاربشه!اما الان يكجورايي پشيمون شدم! فعلا كه به خاطربرگذاري يك بازي افتادم رو مود جذب خواننده! دوست ندارم اين بازي سوت و كور برگذار بشه! يك بازي نو و جذاب!

الان حرفي براي گفتن ندارم! فقط از همه ي دوستاني كه اين مدت با خوب و بد من ساخته اند تشكر ميكنم. شبتون بخير!

—————————

پ.ن: حال روحي ام اصلا خوب نيست! اين پست به جاي اينكه پست تولد باشه بيشتر شبيه مجلس ختمه!!!شرمنده.

نظرات خصوصي

بيان ديدگاه (رسال سريع نظر)

Read Full Post »

فaك!

يعني تيترفوق به معناي واقعي!!

دوستان ووردپرسي كه براي وورود به بخش مديريت وبلاگ مشكل دارند از فيلتر….شكن استفاده كنن!! من دو روزه دارم به اين لامصب ور ميرم نميشه، باهمون چيزشكن اومدم راحت برام بازشد!!!

يعني من موندم چي بگم به اينها! يك روز خودشو فيلتر ميكنن،كلي ميل ميزنيم درستش ميكنن! بعد قالباشو فيلترميكنن وما دوباره كلي ميل…..حالا هم رسما نميگذارن لوگين بشيم! خب اگه مشكلشون ميله،بگن من خودم كلي ميل قشنگ،پاستوريزه،هموژنيزه،پور..نو،پوركهنه!صك3ي و……براشن ميفرستم!!يعني به همسايمون(!) ميگم براشون بفرسته! فقط جون ا.ن دست از سر ما بردارين!!! آقا ما نخواهيم توي سيستم هاي فارسي وب بزنيم كي را بايد ببينيم؟حتماعزرائيل!!

وباز هم نظرات اين پست بسته است چون دليلي نميبينم بخواهيد براي اين پست نظر بدهيد!خير سرم به خاطر 4(!)كلي برنامه داشتم كه رسما بر «تيتر اين پست» رفت!

امشب ميام!

—————————–

پ.ن: اين پست تقديم به دونفري كه با سرچ «جر خوردن مرجان» و «بوي خشتك زنان» به وبلاگ من رسيدند! من كف ميكنم با قالب سرچ ها!! يعني ميشه يك چيزو شعر توپ از توش درآورد!

Read Full Post »

پايين تنه نوشت!:

قصد داشتم اين چند سطر را به عنوان پي نوشت اضافه كنم اما شوراي تشخيص مصلحت وبلاگ بهتر ديد اين سطور در ابتداي پست اضافه شود، شايد خواص هشيار شوند! نكته اول: اين رسما اولين پست تحت عنوان»عكاسخانه آقاي لوچ» است!براي ديدن عكس ها در سايز اصلي روي آن كليك كنيد.

نكته آخر! لامصب اين شلغم! آقاجان ما خير سرمان نشسته بوديم كه حالمان رو به وخامت گذاشت! هي ما بيخيال، هي افكار كجا بيخيال؟ غذاي حاجت است ديگر! خلاصه ما با افكارمان دست به گريبان بوديم كه هوار مادر گرام رفت بالا كه شلغمت(شلغم خودمان كه نه!) آماده است! تا اين قابلمه را هم مثل كتري ها نسوزانده اي برس به فريادش! ماهم رفتيم و شلغم را خورديم و الان مثل يك خواجه محترم در حال نوشتن هستيم! لامصب اين شلغم چه كرد با اين قوه ي قهريه! اصلا داريم به ريش پايين تنه مان ميخنديم!

باري! خانم ها و آقايان عزيز متاهل، اگر مثلا همسرتان هات است جهت در امان ماندن از چنگالش(!) شلغم را امتحان كنيد! اگر هم روم به ديفال يخچال فريز سايد باي سايد است كه حتي المقدور شلغم به خوردش ندهيد كه…..! آره داداش!

———————————-

عكسخانه آقاي لوچ 1: بي رودربايستي بگويم روزهاي اين شهر را اصلا دوست ندارم! بنا به دلايلي كه سر فرصت خواهم گفت. اما شب هايش  خلوت، آرام، دوست داشتني، خاطره انگيز و البته تا حدي خطرناك است! به زوج هاي جوان خصوصا كمال سفارش ميكنم شب هاي خيابان هاي شهرضا را تجربه كنند. در اين شهر كه افكار پوچ و قديمي سايه اي وحشتناك بر روي روح آن دسته ازمردم باهوش، عاشق، روشنفكر و متجددش انداخته و رسما آنها را در حاشيه قرار داده، شب هايش مي تواند جولان گاهي باشد براي خلاصي از  حماقت عامه ي مردم!

چهار راه شهرداري

چهار راه شهرداري

چه كسي ميگفت فرهنگ نداريم و نيمه شب ها پشت چراغ قرمز توقف نميكنيم؟

گلزارشهدا

گلزار شهدا

چه مذهبي باشيد و چه نباشيد آن قسمت از گلزار شهدا كه در كنار حرم قرار دارد يك حس خاص و البته ناخوشايند را در درونت به غليان واميدارد! غربت به تمام معنا! همان حس خاص و ناخوشايند!

همت

همت

شب هنگام، حدود ساعت دو، خلوت، سوت و كور، اگر عاشق باشي، جدا از جزيره مجنون و جبهه و….. آن اسم مجنون با دلت بيداد ميكند!به جاي فكر كردن به همت و جبهه و خون و تير و تفنگ، خنده هاي معشوقت در پيش چشمانت رژه ميروند، وقتي به خودت مي آيي لبخندي دوست داشتني تمام صورت درون قاب را پر كرده! در آن لحظه خنده ي همت واقعا ديدني است!

امامزاده شاه رضا

امام زاده شاه رضا

لامصب ها در حرم را از ساعت 12تا اذان صبح ميبندند! حيف! دست خالي برگشتم!

طالقاني به سمت مفتح

طالقاني به سمت مفتح

ميدان مفتح

ميدان مفتح

بنا به دلايلي از گذاشتن بقيه عكس ها منصرف شدم! اگه الان هم اين پست را تاييد ميكنم فقط به خاطر وقتي است كه براي آپلود و… گذاشته ام! ببخشيد!

————————

نظرات خصوصي

بيان ديدگاه (ارسال سريع نظر)

Read Full Post »